۱۳۸۸ بهمن ۱۰, شنبه

نامۀ ۵۶ تن از اساتید دانشگاه علم و صنعت به ریاست این دانشگاه در حمایت از دانشجویان آزادی خواه

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر جبل عاملی
ریاست محترم دانشگاه علم و صنعت ایران

با سلام، به استحضار می رساند که دانشجویان در مراجعه به اعضای هیئت علمی خبر از صدور احکام انضباطی سنگین برای تعدادی از دانشجویان شرکت کننده در اجتماعات دانشجویی در آذر ماه سال جاری می دهند. در این ارتباط مایلیم نکات ذیل را برای جنابعالی مطرح نماییم:

دانشگاه ها برای تحقق ماموریت اصلی خود در توسعه علمی، گسترش مرزهای دانش و تولید علم و فناوری در کشور به نوعی سازماندهی و برنامه ریزی شده اند که در حرکتی متعادل و متوازن بتوانند در اعتلای اقتدار کشور نقش موثری ایفا نمایند. در عین حال از دیرباز دانشگاهها، علاوه بر فعالیتهای علمی و تحقیقاتی، مکانی برای رشد و نمو سیاسی و اجتماعی دانشجویان بوده است و پس از انقلاب شکوهمند اسلامی در بهمن 1357، مسئولین نه تنها این حق را برای دانشجویان به رسمیت شناخته اند بلکه تشویق و تسهیل نیز نموده اند. از آنجا که ویژگی فعالیتهای دانشجویی، آرمانخواهی از یکسو و از سوی دیگر احتمال غلبه شور و احساسات است، همواره مسئواین با درک فضای دانشجویی و بریا نیل به اهداف والای دانشگاه با اتخاذ سیاست هدایتگرانه توام با تسامح توانسته اند تعادلی منطقی در فضای سیاسی دانشگاه برقرار نمایند.

متاسفانه در روزهای اخیر با ورود غیر قانونی افرادی غیردانشگاهی و اقدام به ضرب و شتم دانشجویان در فضای دانشگاه و مسامحه در جلوگیری از این اقدامات از یک طرف و صدور احکام انضباطی سنگین و گسترده از طرف دیگر، بیم آن می رود که فضای تفاهم و تعادل به فضای تقابل مبدل شود؛ که قطعا تایید می نمایید این فضا مورد قبول عموم دانشگاهیان نبوده و موجب اختلال جدی در انجام ماموریتهای اصلی دانشگاه خواهد شد. از اینرو ما دانشگاهیان امضاء کننده این نامه با دیدی دلسوزانه و خیرخواهانه تقاضا و انتظار داریم با اقدامات مثبت، زمینه بروز این ناهنجاریها را از بین برده و در شرایطی که به برهه حساس برگزاری امتحانات نیمسال اول نزدیک می شویم، موجبات ایجاد فضایی آرام و بدون تشویش و امکان شرکت در امتحانات برای همه دانشجویان، علی الخصوص دانشجویانی که حکم کمیته انضباطی دریافت نموده اند را فراهم نمایید. بی شک این سیاسیت موجب خشنودی حق تعالی و مورد حمایت قاطبه دانشگاهیان خواهد بود.

اسامی امضاءکنندگان:


1- دکتر احمد آیت اللهی – دانشکده مهندسی برق

2- دکتر سید جواد ازهری – دانشکده مهندسی برق

3- دکتر رسول اژئیان – دانشکده فیزیک

4- دکتر علی اسدی لاری – دانشکده مهندسی راه آهن

5- دکتر مرتضی اسماعیلی – دانشکده مهندسی راه آهن

6- دکتر امیر فرشاد اعتماد شهیدی – دانشکده مهندسی راه آهن

7- دکتر بیژن افتخاری یکتا – دانشکده مهندسی مواد

8- دکتر شهر آرا افضار – دانشکده شیمی

9- دکتر عباش افشار – دانشکده مهندسی عمران

10- دکتر محمد هادی افشار – دانشکده مهندسی عمران

11- دکتر احمد اکبری - دانشکده مهندسی کامپیوتر

12- مهندس سید جواد امامی – دانشکده مهندسی عمران

13- دکتر محمد علی برخورداری – دانشکده مهندسی عمران

14- دکتر علی اصغر بهشتی شیرازی – دانشکده مهندسی برق

15- دکتر حمید بهنام – دانشکده مهنسی برق

16- دکتر علی بیت اللهی - دانشکده مهنسی مواد

17- دکتر جواد پشتان - دانشکده مهنسی برق

18- دکتر ابراهیم جباری - دانشکده مهنسی عمران

19- دکتر شهرام جدید - دانشکده مهنسی برق

20- دکتر علیرضا جلیلیان - دانشکده مهنسی برق

21- دکتر صادق جمالی - دانشکده مهنسی برق

22- دکتر جعفر جوادپور - دانشکده مهنسی مواد

23- مهندس مهدی حاجی پور - دانشکده مهنسی برق

24- دکتر مصطفی خانزادی - دانشکده مهنسی عمران

25- دکتر علیرضا خاوندی - دانشکده مهنسی مواد

26- دکتر شهرام خیراندیش - دانشکده مهنسی مواد

27- دکتر محمد باقر ذهبیون - دانشکده مهنسی عمران

28- مهندس طاهره رستگار - دانشکده مهنسی شیمی

29- دکتر سید محمد شهرتاش - دانشکده مهنسی برق

30- مهندس غلامرضا شهریاری - دانشکده مهنسی مکانیک

31- دکتر محمد تقی صالحی - دانشکده مهنسی مواد

32- دکتر رضا عباس نیا - دانشکده مهنسی عمران

33- دکتر داود عرب خابوری - دانشکده مهنسی برق

34- دکتر حسین عربی - دانشکده مهنسی مواد

35- دکتر احمد غلامی - دانشکده مهنسی برق

36- دکتر سید سعید فاضل - دانشکده مهنسی راه آهن

37- دکتر محمد فرخی - دانشکده مهنسی برق

38- دکتر عباسعلی فرداد - دانشکده مهنسی مکانیک

39- دکتر سیامک فرشاد - دانشکده مهنسی راه آهن

40- مهندس مهدی فهیمی پور - دانشکده مهنسی برق

41- دکتر عباس قاهری - دانشکده مهنسی عمران

42- دکتر احد کاظمی - دانشکده مهنسی برق

43- دکتر علی کاوه - دانشکده مهنسی عمران

44- دکتر نوراله کثیری - دانشکده مهنسی شیمی

45- دکتر محسن کلانتر - دانشکده مهنسی برق

46- دکتر شهمرد کنعانی مقدم - دانشکده معماری و شهرسازی

47- دکتر مسعود گودرزی - دانشکده مهنسی مواد

48- دکتر علیرضا محمد شهری – پژوهشکده الکترونیک

49- دکتر تورج محمدی - دانشکده مهنسی شیمی

50- دکتر کریم محمدی - دانشکده مهنسی برق

51- دکتر علیرضا میر حبیبی - دانشکده مهنسی مواد

52- دکتر مجید نادری - دانشکده مهنسی برق

53- دکتر فرشته نعیم پور - دانشکده مهنسی شیمی

54- دکتر رحیم نقی زاده - دانشکده مهنسی مواد

55- مهندس حمید نوحی – دانشکده معماری و شهرسازی

56- دکتر عباس یزدانفر – دانشکده معماری و شهرسازی

نشریه پیام دانشجو ضمن حمایت از این حرکت اساتید دانشگاه علم و صنعت، از اساتید دیگر دانشگاه های ایران نیز دعوت می نماید به حمایت از دانشجویان آزادی خواه و جنبش آزادی خواهانه ملت ایران به پا خیزند .

۱۳۸۸ بهمن ۹, جمعه

چرا خشونت؟

این روزها خبرهایی خوبی به گوش مردم نمی رسد،خبرهایی مبنی بر دستگیری های خودسرانه،برگزاری دادگاه های نمایشی و صدور احکام اعدام و اجرای آنها که همگی نمایانگر آشفتگی وضع سیاسی در کشور عزیزمان است. کشورمان در این چند ماه گذشته به دلیل بیان خواسته ها و نظرات بر حق مردم که همانا کنار گذاشتن مظاهر ظلم و بر پایی جامعه دموکراتیک که هم به موازین حقوق بشر و اصول دموکراسی پایبند باشد و احترام بگذارد که در مقابل از طرف حکومت کنندگان که جایگاه خود را در معرض خطر می دیدند به شدت برخورد شد و در حال حاضر این برخوردها ادامه دارد.این اقدامات باعث شده فضای جامعه را رعب ،خفقان و محدودیت های بسیار شدید در اطلاع رسانی فرا بگیرد.اینکه چرا حکومت در مقابل این خواسته ها این چنان از خود خشونت نشان می دهد باید علت را در فاصله گرفتن ارزش ها،نظرات و مطالبات مردم با حکومت کنندگان بررسی کرد.آغاز این اتفاقات با اعتراض مردم به تقلب در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری شروع شد وبعد با گذشت زمان اعتراض به شیوه ی حکومت داری جایگزین آن اعتراضات گشت.این نوع تغییر در نوع خواسته ها و نظرات را می توان در شعارهای مردم در مناسبت های روز قدس،سیزده آبان ماه، شانزده آذر ماه و روز ششم دی ماه(دهم محرم)مشاهده کرد،شعارهایی مانند: جمهوری ایرانی، نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران و سرنگون باد دیکتاتوری.مسائل یاد شده باعث هویدا شدن فاصله گرفتن گام به گام مطالبات،نظرات و ارزش های جمهوری اسلامی با خواسته ها و ارزش های مردم است که آن ارزش ها و خواسته ها ی رژیم در بر گیرنده ی اهداف جامعه ایران نمی باشد.جمهوری اسلامی در برخورد بامشکلات اکثر مواقع سراغ راه حل آخر که همانا ترور و اعدام می باشد رفته است و در برخورد با این اعتراضات که بازگو کننده ی نواقص و معایب موجود در جامعه سیاسی سی سال گذشته ی ایران است راه حل عقلانی در پیش نگرفته است .اقداماتی که جمهوری اسلامی تا کنون انجام داده هیچ نتیجه ی مثبتی از آن بدست نیاورده است و تنها نتیجه اش راسخ شدن مردم در رسیدن به خواسته هایشان است.سران حکومت برای گذر دادن جامعه ایران از این وضعیت بدون صرف کمترین هزینه باید این مسئله را بپذیرند که بین ارزش ها،خواسته ها و نظراتشان با مردم فاصله وجود دارد بعد از این مرحله اجرای راه حلهاست که به خروج از این وضعیت کمک شایانی می کند. عملی کردن این روش ها همان پذیرفتن خواسته های مردم می باشد که در این چند ماه آنها را اظهار داشته اند و از طرف حکومت تنها جوابی که داده شده است خشونت بی حد و حصراست.
به نقل از وبلاگ هواداران جبهه دمکراتیک ایران (اصفهان)

۱۳۸۸ بهمن ۵, دوشنبه

جمهوری اسلامی چگونه این محرم را از سر می‌گذراند؟


محرم امسال یک دالان بحرانی و چالش برانگیز برای رژیم جمهوری اسلامی است. مردمی که احساساتشان علیه حکومت همانند آتش زیر خاکستر منتظر بر افروخته شدن است در ماه محرم با یاد آوری جنگ میان مظلومیت و خودکامگی در تاریخ شیعه، جنایات ۳۰ ساله حکومت و بالاخص جنایات شش ماه اخیر را از نظر گذرانده و ولی فقیه را با یزید همانندسازی خواهند کرد.

این احساسات و همانندسازی‌ها در کنار گرفتن فرصت از جنبش سبز برای راهپیمایی توسط دولت، تاسوعا و عاشورا را به بستری مناسب برای اعتراض عاشورایی علیه رژیم نظامی و امنیتی موجود تبدیل می‌کند.

بدین ترتیب همراه با آمادگی جنبش سبز برای حرکت‌های اعتراضی در تاسوعا و عاشورا، باید منتظر اقدامات حکومت در مقابله با آنها بود. جناح اقتدارگرا و حاکمان چگونه می‌خواهند با چالش محرم امسال مواجه شوند؟

گفتمان‌سازی

با توجه به گفتمان مطالبه‌محور و شهروندمداری که در چند سال اخیر در جامعه ایران شکل گرفته است حکومت جمهوری اسلامی به مراسم محرم به عنوان فرصتی برای تغییر این گفتمان نگاه می‌کند. رهبر جمهوری اسلامی در توصیه‌هایی که به وعاظ پیش از رسیدن این ماه دارد از آنها می‌خواهد که جریان‌سازی، گفتمان‌سازی و شاخص‌سازی کنند. (کیهان، ۲۳ آذر ۱۳۸۸) خواست حکومت استفاده از فضای محرم برای تغییر فضای اجتماعی و سیاسی جامعه است. حاکمان جمهوری اسلامی به مراسم محرم نیز همانند دیگر امور مذهبی به عنوان ابزاری برای تداوم حکومت و تحکیم ایدئولوژی آن می‌نگرند.

این خواست با سه مشکل بنیادین مواجه است. اول آن که جریان‌ها و گفتمان‌ها و شاخص‌ها را یک گروه خاص در جامعه نمی‌سازند. این امور در یک فرایند طبیعی و اجتماعی و در تبادلات فرهنگی و علمی میان نخبگان ساخته و پرداخته می‌شوند. تقاضای جریان‌سازی و گفتمان‌سازی و شاخص‌سازی توسط کارمندان دیوانسالاری مذهبی حکومت یا یک گروه خاص که ایدئولوژی حکومت را یدک می‌کشند از ویژگی‌های حکومت‌های تمامیت‌طلب است.

ولی فقیه چون قدرت مطلقه دارد (که امروز با جنبش مردم به حوزه قوای قهریه و دولت محدود شده است) می‌پندارد می‌تواند شاخص‌ها و گفتمان‌ها را نیز بسازد. گرچه حکومت ایران تمایلات شدید تمامیت‌خواهانه دارد اما مردم ایران هم به اندازه کافی متنوع‌اند و هم به اندازه کافی معترض تا در برابر این خواست بایستند.

مشکل دوم مربوط به گروهی است که از آنها خواسته شده این گفتمان‌ها را بسازند. وعاظ و مداحان معمولاً از کم‌سوادترین روحانیون در تحصیلات حوزوی و دینی هستند و اصولاً دستی در حوزه‌های فرهنگی ندارند و تنها نقش تبلیغاتی خود را ایفا می‌کنند. و مشکل سوم آن که موج مطالبات مردم ایران و دموکراسی خواهی که به گفتمان حاکم تبدیل شده با چند روضه‌خوانی قابل پاسخ و تغییر نیست.

غیر سیاسی کردن محرم

برخی از گروه‌هایی که بر این باور بودند شیعیان بیش از هزار سال با تمسک به ماجرای محرم سال ۶۱ هجری قمری با حکومت‌های جور و ظلم مبارزه کرده‌اند و خود با تمسک به همین باورها به قدرت رسیده‌اند اکنون غیرسیاسی بودن محرم را تشویق می‌کنند.

این تشویق در جهت کاهش فشار سیاسی به حکومت در محرم سال ۱۴۳۱ هجری قمری یا ۱۳۸۸ هجری شمسی است. نیروهای اقتدارگرای سنتگرا و عملگرا که از راهپیمایی‌های میلیونی عاشورا و تاسوعا علیه حکومت و فروپاشی کل نظام واهمه دارند می‌خواهند با خنثی کردن محیط فرهنگی عاشورا این مرحله دشوار از چالش‌های مقابل رژیم را پشت سر بگذارند.

سیاست غیرسیاسی کردن محرم با تغییر فلسفه قیام محرم سال ۶۱ از مبارزه با ظلم به امنیت و آرامش دنبال می‌شود: «در آستانه ماه محرم‌الحرام که از قضای روزگار برای اهل تشیع حرمت و احترام دوچندانی دارد، انتظار از همه گروه‌های سیاسی این است که بر پایه این سنت عقلایی، که حتی اعراب جاهلی نیز آن را رعایت می‌کردند و در اسلام نیز به خاطر صلح و آرماش نیز بر آنان تأکید شده است، درگیری‌های خود را پایان داده و کمی به گذشته خود بنگرند و این فرصت را مغتنم شمرده و در مجالس حضرت اباعبدالله به جای تأکید بر افتراقات، کمی به خود آیند و به کشور و سرنوشت مردم بیندیشند.» (نکات آموزنده‌ای که باید فرا گرفت، تابناک، ۲۶ آذر ۱۳۸۸) پر رنگ کردن امنیت و آرامش در برابر مبارزه با ظلم در منطق سنتی شیعه ایستادن در کنار یزیدیان است نه همراهی با حسینیان.

پلیسی کردن مراسم محرم

نیروی انتظامی از مسئولان هیئت‌های عزاداری و همچنین شهروندان درخواست کرده است تا «قبل از حركت دستجات در خیابان‌ها به‌ منظور جلوگیری از هرگونه بی‌نظمی و راهبندان‌، حتماً برنامه مراسم هیئت خود و مسیرهای حركت دستجات رابه كلانتری و راهنمایی و رانندگی محل اعلام كنند.» (الف، ۲۶ آذر ۱۳۸۸) این امر تحت پوشش نظم دادن به اجتماعات و جلوگیری از بدعت‌ها انجام می‌شود اما حضور ۱۸ هزار پلیس‌یار محرم در هیئت‌های مذهبی کارکرد اصلی آن یعنی خبرچینی از حرکت‌های سیاسی و هماهنگ کردن فعالیت‌های ستاد مرکزی سرکوب را یاد آور می‌شود.

بسیج مداحان

حکومت جمهوری اسلامی با اختصاص ده‌ها میلیارد تومان به مداحان حکومتی و برخی هیئت‌های مذهبی، که از دوران شهرداری احمدی‌نژاد شروع شد، تلاش می‌کند جهت‌گیری و فضای مراسم محرم را در اختیار داشته باشد. همچنین تلاش می‌شود از میان برخی از این هیئت‌ها برای نیروهای بسیج و لباس شخصی افرادی استخدام شوند. بسیج این گونه هیئت‌ها برای محرم سال ۱۴۳۱ و تلاش برای جذب مردم به برنامه‌های آنها در سایت‌های وابسته به نیروهای نظامی و بسیجی متوجه به دستکاری فضای محرم به سوی تبلیغات حکومتی و ضد جنبش سبز است.

برنامه‌ریزان تبلیغی حکومت تلاش کرده‌اند مساجد و مراکز اصلی عزاداری در شهر تهران را با برنامه‌های مداحان حکومتی تحت پوشش قرار دهند. (نگاه کنید به برنامه محرم مربوط به شهر تهران در سایت خبرگزاری فارس) نیروهای اقتدارگرای نظامی‌گرا بر خلاف سنتگرایان که می‌خواهند مراسم محرم را غیرسیاسی کنند تلاش می‌کنند مراسم را هرچه بیشتر در جهت ولایتمداری و معرفی مخالفان به عنوان طرفداران یزید و عوامل دشمن برگزار کنند.

و اما این که چگونه می‌توان حکومتی تا دندان مسلح در برابر مردم را حسینی و مردمی را که در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری کشته داده و شکنجه شده‌اند و هنوز صدها نفر از آنها در زندان هستنند، یزیدی معرفی کرد و امواج مردمی را که در روزهای تاسوعا و عاشورا به خیابان‌ها می‌آیند کنترل کرد اموری هستند که باید به نظاره آن نشست.
برگرفته از سایت رادیو فردا

۱۳۸۸ دی ۲۶, شنبه

بیانیه 17 موسوی به مناسبت وقایع عاشورا و روزهای پس از آن

بسم الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم. فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما

همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.

گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .

بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟

آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که ” بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.

بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .

من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .

ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .

اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .

بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :

۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .

۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .

۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .

۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟

۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .

به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .